عید فطرت مبارک
سلام قند عسلم خوبی.مامان فدای تکون خوردنت بشه
عزیزم امسال ماه رمضون تنبل شدم هی میخواستم مهمون دعوت کنم که کشیده شد به 29ماه مبارک یعنی چهارشنبه16 مرداد که مامان وبابای بابا جون نیومدن با کلی...ولش کن یکی از خاله هاهم چون پله اذیتش میکنه و واسه نی نی هاش خوب نیست نیومد وخاله الهام هم زود اومد کمک حالم شه در صورتی که من شب قبلش سوپ وشله زودی که اولین بارم بود رو بار گذاشته بودم جوجه هم که از 2شب پیش تو مواد خوابونده بودم وژله بستنی هم درست کردم وسبزی هامم پاک کردم وشستم و فرداشم قرمه سبزی و جوجه هارو پختم و در کل9 نفر بودیم خیلی خسته شدم ومانند مهمونی های دیگه که باید همه ی کارامو همون شب انجام میدادم بعدمیخوابیدم رو نکردم وساعت2شب گرفتم خوابیدم تا فردا کارامو انجام بدم وخیلی از اون شب نتونستم عکس بندازم اما کم وبیش انداختم تا روزی ببینیش که با وجود شما چه سفره افطاری پهن کردم مانند سال های قبل تدارکاتم زیاد نبود اما با وجود شرایطم خوب بودو در آخر قند عسلم ممنونم از شما که آقا بودی و منو اذیت نکردی
الان که مینویسم فردا جمعه عیدفطره و خیلی خوشحالم که امسال تو دلمی وانشالله اگه خدا شما رو به من ببخشه سال دیگه عید فطر کنارمی و واسه خودت اقایی شدی


عید فطرت مبارک
